محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني
42
دستور الوزاره ( فارسى )
مفاتيحها * 80 دلها نهانخانهء سرّ است ، لب قفل دوبندى بر آن و زبان كليد آن ، بايد كه عاقل كليد سرّ در جيب غيب پنهان دارد و عارفان صاحبدل نكو فرمودهاند « هرچه به زبان آمد ، به زيان آمد » . من عرف اللّه كلّ لسانه * 81 سرّى لطيف است ارباب قلوب را . ( شعر ) اذا انت لم تحفظ لنفسك سرّها * فسرّك عند الناس افشى و اضيع * 82 هم در باب حسد آمده است كه وقتى حاسدى كه مزاجش از اخلاط بد فاسد بود و بازار ديانت مسلمانيش به غايت كاسد ، همه روز چون بوتيمار مالك حزن و غصّه بودى ، وقتى ابليس در موكب تلبيس با رنود جنود خود برو بگذشت گفت : اى شخص اين نقص به نيت تو بىعارضهء علّتى و روى زرد بىحادثهء دردى موجبش چيست ؟ گفت آرى مطرود حضرت عزّت و اى شيخ الشيوخ صومعهء لعنت ، ديرهاست تا من اين سرّ نهفتهام با كس نگفتهام ، طبيب اين درد و رافع اين گرد تو توانى بود لقوة صادفت قبيسا * 83 بدان كه مرا ابن عمّى هست فاضل باذل متموّل متجمّل و اعباء « 1 » كليّات دربايستم « 2 » را متحمّل ، و انصاف ، مرا و عيال و اطفالم را در دامن عاطفت و حجر تربيت جاى داده است بازخواست مصالحم را به قدر مناجح تلقّى مىكند و به انواع اهتزار و بشاشت دلدارى مىنمايد ، امّا در مذاق كام من الّا زوال نعمت او خوش نمىآيد به هيچ وجه از حشمت و حرمت بر وى نمىتوانم ديد . ابليس گفت هركه خواهد كه بدبختتر و ملعونتر از ابليس كسى را بيند بدين سگ نگاه كند . ( شعر ) فاذا رأى ابليس غرّة وجهه * حيّا و قال فديت من لا يفلح * 84 اللّهمّ اجعله محسودا و على رؤس عبادك مسودا * 85 الخصلة العاشرة حسن عشرته مع ارباب الحاجات و مبادرته الى اسعافها قبل - الفوت . « 3 » قال النبىّ صلّى اللّه [ عليه ] و سلّم : من فتح له باب من الخير فلينتهز فانّه لا يدرى متى يغلق * 86 آوردهاند از ابو داود كه در حدّت فهم سليمان دوم بود و در كشف معضلات حكم لقمان ثانى ، گفته است كه : « رحم اللّه البرامكة علموا انّ الدنيا فانية فبادروا باصطناع المعروف » * 87
--> ( 1 ) . اعباء : جمع عباء : بار و گرانى از هرچه باشد و متاع . ( 2 ) . دربايست : حاجت . ( 3 ) . خوى دهم در رفتار خوش ممدوح است با نيازمندان و اقدام وى نسبت به برآوردن آن نيازها پيش از از دست رفتن فرصت .